«فقط دوازده خط و نیم» یاداشتکهائی است که از این پس در دوازده خط و نیم مینویسم. اینها تجربیات و باورهای من پس از سی سال تلاش تئوریک وچهل سال آوارگی و مبارزه و تجربیات عملی است. میتوانید بخوانید بپذیرید یا نپذیرید ولی تاکید میکنم هریک از این دوازده خط و نیمها حاصل روزها کار و تلاش است،حاصل دردها و عرقریزان روح است و اندیشه در حد توان من. قصد من توضیح نیست تلنگر زدنست برای اینکه خودتان ادامه دهید. اگر فرصت دارید کمی به این دوازده خط و نیمها بیندیشید. بقولی بی ضرر نیست!..

ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۲۲, جمعه

فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5 اسماعیل وفا یغمائی

«فقط دوازده خط و نیم» یاداشتکهائی است که از این پس در دوازده خط و نیم مینویسم. اینها تجربیات و باورهای من پس از سی سال تلاش تئوریک وچهل سال آوارگی و مبارزه و تجربیات عملی است. میتوانید بخوانید بپذیرید یا نپذیرید ولی تاکید میکنم هریک از این دوازده خط و نیمها حاصل روزها کار و تلاش است،حاصل دردها و عرقریزان روح است و اندیشه در حد توان من. قصد من توضیح نیست تلنگر زدنست برای اینکه خودتان ادامه دهید. اگر فرصت دارید کمی به این دوازده خط و نیمها بیندیشید. بقولی بی ضرر نیست!.
  اگر شیطان خدائی میکرد؟
در باره الله بعد کمی توضیح خواهم داد.فواید الله بسیار است! اما در فرهنگ  و ادب و شعرمفهوم عام «خدا» با خیر و روشنائی و محبت همراه است. حتی شاملوی بزرگ که تن به هیچ خدائی نداد در شعر همیشه زنده اش «در این بن بست»در بیت آخر خدا را میبرد و از دست ارتحاع و ملا در پستوی خانه نهان میکند.»خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد».میگویند الله چنبن نیست و بنام الله مبکنند!ولی متون در پیش روی ماست! .دست میبرند.دار میکشند. چشم در می آورند. سنگسار میکنند.برای خوردن یک جام شراب دهها ضربه شلاق میزنند. بهائی و بابی  را به زندان میکشند. به گلوله میبندند. دختر دهساله را به حجله میبرند. مبدزدند.آتش میزنند و انسان آزاد را برسمیت نمی شناسند و آزادی انسان را و تا ابد تا ابد بایست چنین بود و پس از آن بایست جاودانگی جهنمی را که به سوختبار انسان فروزان است پذیرفت و جهانی از خرافه وخفت را قبول کرد.تاریخ گذشته و حال پیش روی ماست. ایران و خاور میانه پیش روی ماست.اسلام ارتجاعی و نیمه انقلابی وانقلابی با تفاوتها و با الله  و رسول مشترک در مقابل ماست. بانجار و بقال محله و آئینشان سخنی ندارم. با کسی که جرئت اندیشیدن دارد میگویم.فرض کنیم شیطان موفق میشد الله را که چهارده قرن است سرود ستایش اورا هر روز پنج بار بر لب داریم با ترفندی به زیر کشد و خود بر تخت خدائی بنشیند.فکر میکنید نیازی به تغییر قوانین بود؟ می توانیم کمی بیندیشیم، فقط کمی ولی با شهامت یک انسان با شهامت پدر و مادر اسطوره ای مان که سیب ممنوعه را خوردند و ازاد شدند...
13 مارس 2015

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر